درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 8: رضاخان؛ تثبىت قدرت
سقوط کابینهٔ سیاه
عمر دولت سیّدضیاء الدین طباطبایی کوتاه بود. او پس از گذشت سه ماه، از مسند قدرت کنار گذاشته و با حمایت انگلستان از کشور خارج شد و به فلسطین که در آن زمان تحت قیمومت انگلیس بود، رفت. پس از سیّدضیاء، قوامالسلطنه مأمور تشکیل کابینه شد. سفارت انگلستان پیشنهاد کرد تا بعد از سیّدضیاء، رضاخان، عامل دیگر کودتا، به نخستوزیری منصوب شود امّا این پیشنهاد با مخالفت احمدشاه روبهرو شد و قوام به نخستوزیری رسید.
دولتهای ناپایدار
بعد از کودتای 1299 ش، جاهطلبیهای رضاخان، راه را برای ایجاد حکومت خودکامه و استبدادی هموار کرد. در این زمان دولتهای ناپایدار یکی پس از دیگری تشکیل شد امّا رضاخان، با وجود تعویض کابینههای سیّدضیاء ، قوامالسلطنه، مشیرالدوله و مستوفیالممالک، همچنان بر مصدر قدرت و وزارت جنگ باقی ماند. او در طول این مدت، تسلّطش را بر ارتش تثبیت کرد، ژاندارمری را از «وزارت داخله» (وزارت کشور) به «وزارت جنگ» انتقال داد و بر نفوذ خود افزود.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 84 کتاب درسی)
بهنظر شما چرا رضاخان و انگلیسیها بیشتر به نیروهای نظامی و انتظامی متکی بودند؟
اقدامهای خودسرانه و خشونتآمیز رضاخان در دوران تصدّی وزارت جنگ، منجر به طرح استیضاح او در مجلس، به رهبری آیتالله سیّدحسن مدرس شد امّا رضاخان، با طرح شایعهٔ استعفای خود و صحنهسازی، طرفدارانش را علیه مجلس تحریک کرد و مخالفان را مورد ضرب و شتم و ارعاب، قرار داد.
طرفداران و حامیان رضاخان، به شکلی سازمانیافته، راه او را در دستیابی به مقاصد شومی که در سر داشت، هموار میکردند. تیمورتاش، داور، تقیزاده و تدیّن، از نمایندگان تجدّدطلب مجلس و سلیمان میرزا که از اولین پایهگذاران «جریان کمونیستی» ایران بهحساب میآمد، به همراه بعضی از فراماسونرهای شناخته شده، نظیر محمّدعلی فروغی، به دفاع از رضاخان پرداختند. در چنین شرایطی، آیتالله مدرس، سرسختانه در میدان مبارزه با خودکامگی رضاخان ایستادگی میکرد. او کوشید با همراهی عدهای از نمایندگان مجلس، دولت و دربار را از سلطهٔ استعمار انگلیس و رضاخان نجات دهد و تا پای جان، در این راه پایداری کرد.
نخست وزیری رضاخان
رضاخان با تبلیغهای گسترده، دسیسهچینی و دستآویز قراردادن ناامنی در کشور، خواهان قدرت و اختیارات بیشتری شد. سرانجام نیز، با وجود مخالفتها، نه تنها موفّق به تثبیت موقعیّتش شد، بلکه احمدشاه و مجلس را ناچار به انتخاب خود به نخستوزیری کرد امّا این، هدف نهایی او نبود.
احمدشاه در سوم آبان ماه 1302 فرمان نخستوزیری او را صادر کرد و بلافاصله به اروپا رفت. شاه با این اقدام، عملاً کشور را به دست رضاخان سپرد. انگلیسیها و عوامل وابستهٔ آنها، از یکسو چنین تبلیغ میکردند که وضع کشور بحرانی و آشفته است و به شاه توصیه کردند که برای مدتی کشور را ترک کند و از دیگر سو، خروج احمدشاه را از کشور، نشانهٔ بیکفایتی و بیعلاقگی اش به ایران اعلام کردند!
قدرت طلبی به اسم جمهوریخواهی
اگر چه از ابتدای کودتای 1299، انگلستان نظام حکومتی معینی را برای ایران پیشنهاد نکرده بود امّا با انتخاب رضاخان و حمایت از او، آشکار بود که هدفهای مورد نظرش در ایران، تنها از طریق استقرار یک حکومت مستبد امکانپذیر است. لازمهٔ این کار، تغییر نظام حکومتی در ایران بود.
همزمان با نخستوزیری رضاخان در ایران، مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) با حمایت دولت انگلستان، در کشور عثمانی (ترکیه) به قدرت رسید. او نظام امپراتوری عثمانی را لغو و نظام «جمهوری» را تأسیس کرد. این واقعه، بهانهٔ مناسبی برای جایگزینی حکومت رضاخان به جای سلطنت قاجار بود.
رضاخان به سرعت و با اعمال نفوذ و تقلبّ، انتخابات دورهٔ پنجم مجلس شورای ملیّ را برگزار کرد و در پناه حمایت حزبها و جریانهای سیاسی طرفدار خود توانست اکثریتی از نمایندگان موافق و طرفدار خود را روانهٔ مجلس کند. با وجود این، نمایندگانی چون آیتالله مدرس، مستوفیالممالک، دکتر مصدّق، مشیر الدوله و مؤتمنالملک نیز که مورد توجه مردم بودند، به مجلس راه یافتند.
پس از تشکیل دورهٔ پنجم مجلس در بهمن ماه 1302 کوشش برای برقراری نظام جمهوری در ایران، با اتحاد حزب «تجدّد» به رهبری داور، تیمورتاش و تدیّن و حزب «سوسیالیست»، به رهبری سلیمان میرزا اسکندری آغاز شد. آیتالله مدرس که از ماهیّت جمهوری رضاخانی به خوبی آگاه بود، رهبری مخالفان را در دست گرفت. او به همراه عدهای دیگر از نمایندگان اقلیت مجلس، مخالفت خود را با طرح جمهوریخواهی که یک نامزد (رضاخان) نیز بیشتر نداشت، ابراز کرد.
آیتالله مدرّس، در پاسخ به عدهای که به او خُرده میگرفتند که چرا با حکومت جمهوری مخالفت میکند، طیّ نطقی گفته بود: این جمهوری که میخواهند بر ما تحمیل کنند، بنا بر ارادهٔ ملّت نیست. بلکه انگلیسیها میخواهند آن را به ملّت ایران تحمیل نمایند، تا حکومتی را که صددرصد دست نشانده و تحت ارادهٔ خود باشد در ایران برقرار سازند… اگر واقعاً نامزد و کاندیدای جمهوری فردی آزادیخواه و ملی بود، حتماً با او موافقت میکردم و از هیچ کمک و مساعدتی دریغ نمینمودم».
سرانجام، مخالفت نمایندگان اقلیت مجلس، علما و مردم با طرح جمهوری رضاخانی، مقاصد او را با شکست روبهرو کرد.
برکناری سلسلهٔ قاجار و تغییر سلطنت
رضاخان و هوادارانش پس از شکست طرح جمهوریخواهی، درصدد برآمدند از طریق دیگر سلطنت را از دست خاندان قاجار درآورند. سرانجام پس از زمینهچینی و تبلیغات گسترده، مجلس شورای ملّی در روز نهم آبان ماه 1304 ماده واحدهای مبنی بر خلع سلسلهٔ قاجار و واگذاری نیابت موقّت سلطنت به رضاخان را تصویب کرد.
کوشش شخصیتهایی چون آیتالله مدرّس برای جلوگیری از تغییر سلطنت مؤثر واقع نشد و اکثریت نمایندگان مجلس، به این ماده واحده، رأی مثبت دادند. آیتالله مدرّس در حالی که میگفت: «اگر صد بار رأی بدهید، [این کار] خلاف قانون اساسی»، مجلس را ترک کرد. این در حالی بود که بسیاری از یاران قبلی او، توسّط رضاخان، تطمیع، یا ترسانده شده بودند.
در آذر همان سال مجلس مؤسسان که تمام اعضای آن از طرفداران رضاخان بودند، تشکیل شد و با تغییر چهار اصل از اصول متمّم قانون اساسی، سلطنت دائمی ایران را به رضاخان و «اَعقابِ ذکور» او واگذار کرد، و در چهارم اردیبهشت ماه 1305، رضاخان، بهعنوان پادشاه ایران، رسماً تاج گذاری کرد.
با انتقال سلطنت به سلسلهٔ پهلوی، محمّدعلی فروغی (ذکاءالملک) به عنوان اوّلین نخستوزیر دوران سلطنت رضاشاه منصوب شد. نخستین اقدام او، برپایی آیین تاجگذاری و نشستن رضاشاه بر تخت قدرت بود.
شرایط داخلی ایران: چنانکه در درسهای گذشته با اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در دورهٔ قاجار آشنا شدید، حوادث تلخ دوران مشروطه، و انحراف آن نهضت از مسیر و اهداف اولیه، باعث سرخوردگی مردم و بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی ایران شده بود. بروز جنگ جهانی اول و مداخلههای گستردهٔ بیگانگان در سرنوشت مردم ایران که با غارت منابع ملّی، فقر اقتصادی، قحطی، گرسنگی و ناامنیهای اجتماعی همراه بود، بر دامنهٔ این مصیبتها افزود و استقلال ایران، با حضور قدرتهای بیگانه در شمال و جنوب کشور، به شکلی فزاینده خدشهدار شده بود.
از سوی دیگر بیکفایتی احمدشاه و دولتمردان و سرپیچی حاکمان محلّی از فرمان حکومت مرکزی، موجب شیوع آشوب و از میان رفتن امنیت در جامعه گردیده بود. از اینرو، در میان خواستههای مردم، «نیاز به امنیت» یکی از موارد اساسی و کاملاً محسوس به شمار میرفت.
شرایط اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه در آن سالها به گونهای بود که به تدریج زمینه را برای حاکمیت مطلق رضاخان مساعد میکرد. رضاخان که موفّق به سرکوب چند شورش داخلی شده بود، رفتهرفته به عنوان عامل برقرار کنندهٔ امنیت در کشور شناخته شد. افزایش حمایت انگلستان و جانبداری جریانها و حزبهای سیاسی از او نیز این باور را در میان مردم به وجود آورد که جز رضاخان، هیچکس قادر به برقراری امنیّت و آرامش در ایران نیست.
از جمله اقداماتی که نفوذ رضاخان را در میان مردم افزایش داد، سرکوب شورش «شیخ خزعل» بود. شیخ خزعل که وابستگیاش به انگلستان بر کسی پوشیده نبود، منطقهٔ خوزستان را زیر سیطرهٔ خود درآورده بود. دولت انگلستان که در معادلههای سیاسی جدید خود، خواهان افزایش قدرت رضاخان بود، به منظور جانبداری از او، دست از حمایت شیخ خزعل برداشت. در نتیجه، شیخ خزعل، تسلیم رضاخان شد. این واقعه که به قربانی شدن شیخ خزعل انجامید، در افکار عمومی، تصویری قهرمانانه و حتی ضد انگلیسی، از رضاخان ایجاد کرد.
حزبها و جریانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی: جریان دیگری که به همین میزان در دستیابی رضاخان به قدرت سهم داشت، گروهی از رهبران و حزبهای سیاسی غربگرا بودند که با شعار «تجدّد» و «ترقّی» خواهی، به تدریج در مجلس چهارم و پنجم، قدرت را در دست گرفته بودند. گروهی از نمایندگان توسّل به اجبار و زور را برای ایجاد تحولهای اجتماعی در ایران لازم میدانستند و در نشریههای وابسته به خود، به نظریهپردازی دربارهٔ لزوم استقرار نظام استبدادی در ایران پرداختند و آشکارا ندای «دیکتاتوری مُصِلحْ» را سردادند.
پرسشهای نمونه (صفحه 90 کتاب درسی)
1) رضاخان در مدتی که وزیر جنگ بود، چه اقداماتی انجام داد؟
ژاندارمری را از وزارت داخله (وزارت کشور) به وزارت جنگ انتقال داد و تسلط خود را بر ارتش تثبیت کرد.
2) همزمان با دورهٔ نخستوزیری رضاخان، چه تحوّلی در ترکیه به وقوع پیوست؟ این واقعه چه تأثیری در ایران داشت؟
این واقعه چه تأثیری در ایران داشت؟ همزمان با نخستوزیری رضاخان در ایران، مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) با حمایت انگلستان در عثمانی به قدرت رسید و نظام امپراتوری را لغو و نظام جمهوری برقرارکرد و این واقعه بهانهای برای جایگزینی حکومت رضاخان بهجای سلطنت قاجار بود.
3) انتخابات دورهٔ پنجم مجلس شورای ملّی چگونه برگزار شد و چه نتیجهای داشت؟
رضاخان به سرعت و با اعمال نفوذ و تقلبّ، انتخابات دورهٔ پنجم مجلس شورای ملّی را برگزار کرد و در پناه حمایت حزبها و جریانهای سیاسی طرفدار خود توانست اکثریتی از نمایندگان موافق و طرفدار خود را روانهٔ مجلس کند. با وجود این، نمایندگانی چون آیتاللّه مدرس، مستوفیالممالک، دکتر مصدّق، مشیرالدوله و مؤتمن الملک نیز که مورد توجه مردم بودند، به مجلس راه یافتند.
4) شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مملکت، چه نقشی در فراهم کردن زمینه برای بهقدرت رسیدن رضاخان داشت؟
شرایط اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه درآن سالها به گونهای بود که بهتدریج زمینه را برای حاکمیت مطلق رضاخان مساعد میکرد. رضاخان که موفق به سرکوب چند شورش داخلی شده بود، رفتهرفته بهعنوان عامل برقرارکننده امنیت درکشور شناخته شد. افزایش حمایت انگلستان و جریانها و احزاب سیاسی از او، این باور را درمیان مردم بهوجود آورد که جز رضاخان هیچکس قادر به برقراری امنیت در ایران نیست.
اندیشه و جستوجو (صفحه 90 کتاب درسی)
1) با مراجعه به کتاب اسرار سقوط احمدشاه، نقش انگلستان را در برکناری احمدشاه در کلاس بررسی کنید.
2) سخنرانی یکی از نمایندگان مجلس شورای ملّی را که به انتقال حکومت به رضاخان رأی مثبت نداد، در کلاس بخوانید.
3) چرا مجلس مؤسسان بندهایی از قانون اساسی مشروطه را تغییر داد؟ در این مورد تحقیق کنید.
4) تحلیل کنید چرا گروههایی از مردم ایران، سلطنت پهلوی را «بُرد انگلیسیها» و «باخت روسها» تلقی میکردند؟


